تحلیلی از مارکسیسم انقلابی

برای چپ کمونیست و ضد امپریالیست، ضروری است که تهدیدهای رئیس‌جمهور ترامپ برای مداخله نظامی در ایران را از منظر بین‌المللی و طبقاتی بررسی کند. به همین دلیل ما بی‌قید و شرط هرگونه حمله از سوی واشنگتن را رد می‌کنیم، زیرا اهداف آن نه بازگرداندن دموکراسی و نه اعطای آزادی به مردم ایران است.

آنچه در نسل‌کشی صهیونیستی در غزه یا ربودن نیکلاس مادورو رخ داد، این عوام‌فریبی مضحک را که منافع غارتگرانه‌ی امپریالیسم غربی و انحصارات بزرگ آن را در تصاحب نفت ایران و برقراری یک رژیم دست‌نشانده پنهان می‌کند، برملا می‌سازد.

در عین حال، این ردّ طرح‌های جنایی امپریالیسم آمریکا باید با افشاگری و مبارزه علیه رژیم تئوکراتیک ارتجاعی ملاها همراه باشد. تصور اینکه دیکتاتوری بنیادگرا در تهران متحد طبقه کارگر در مبارزه علیه امپریالیسم است، مضحک است. قتل‌عامی که در هفته‌های اخیر علیه هزاران کارگر و جوان به اجرا درآمد و سرکوب زنان و ملیت‌های تحت ستم، ماهیت ارتجاعی آن را آشکار می‌سازد.

موضع طبقاتی بین‌المللی و ضد امپریالیستی 

سازمان‌های ضدّامپریالیست چپ‌گرا‌ی حاضر در ایران، ابعاد این سرکوب را محکوم کرده‌اند: نیروهای پلیس با شلیک گلوله و مسلسل به تظاهرات‌کنندگان بی‌دفاع ممکن است بین ۱۰٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ کشته برجای گذاشته باشند. خود رهبر ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، از «هزاران کشته» سخن گفته‌است.

ترامپ و عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی‌اش در اپوزیسیون بورژوایی ایران به‌طرز نفرت‌انگیزی از این کشتار در راستای منافع خود سوءاستفاده می‌کنند. همان کسانی که با بمب‌های فسفری مردم فلسطین را به قتل رسانده‌اند، قحطی مرگباری را که ده‌ها هزار کودک را تحت تأثیر قرار داده است، برنامه‌ریزی کرده‌اند، زیرساخت‌های بهداشتی و ۹۰ درصد خانه‌ها را ویران کرده و هر آنچه زندگی انسانی را ممکن می‌سازد از بین برده‌اند و اکنون تصمیم می‌گیرند که این هولوکاست را با یک پاکسازی قومی قطعی به اوج برسانند؛ اکنون در پی آنند که خود را قهرمانان مبارزه با دیکتاتوری معرفی کنند.

اما حمایت آنها از رژیم نازی-صهیونیستی نتانیاهو بی‌قید و شرط است و در داخل آمریکا در حال سازمان‌دهی یک گشتاپوی قرن بیست و یکم برای مبارزه با دشمن داخلی، طبقه کارگر مهاجر و جوانان و کارگرانی هستند که تصمیم گرفته‌اند مقاومت گسترده‌ای را شکل دهند!

حفظ موضع قاطع ضد امپریالیستی هیچ ربطی به سفیدنمایی بنیادگرایی اسلامی، بورژوازی ایران و حامیان آن در بلوک امپریالیستی دیگر به رهبری روسیه و چین ندارد.

سیاست «دشمنِ دشمن من، دوست من است» پیامدهای فاجعه‌بار خود را در همه جا نشان داده است. موارد اخیر غزه و کرانه باختری هستند که امپریالیست‌های چینی، روسی و خود رژیم ایران، که مدافعان این سیاست‌ها امیدشان را به آنها بسته بودند، بطرز جنایتکارانه‌ای مردم فلسطین را رها کردند. یا ونزوئلا که پکن و مسکو در کنار گذاشتن مادورو، یکی از متحدان اصلی‌شان که با او توافق‌های تجاری و «دفاعی–نظامی استراتژیک» داشتند، تردید نکردند.

سیاست «دشمن دشمن من، دوست من است» در همه‌جا پیامدهای فاجعه‌باری داشته است. جدیدترین نمونه‌ها غزه، کرانه باختری و ونزوئلا هستند که توسط امپریالیست‌های چینی و روسی به حال خود رها شده‌اند.

به اصطلاح «دوستان مردم ستم‌دیده»

سرمایه‌گذاری‌های چین در ایران که در سال‌های اخیر به ده‌ها میلیارد دلار رسیده است، تنها به نفع طبقه حاکم است. بحران سرمایه‌داری ایران نابرابری و فقر را به‌طور تصاعدی افزایش داده و در پانزده سال گذشته شورش‌ها و جنبش‌های گسترده‌ای را برانگیخته است که توسط کاست روحانی، بوروکراتیک و نظامی‌ای که بر دستگاه دولتی تسلط دارد و کاملاً با سرمایه‌داران درآمیخته‌ است، به‌شدت سرکوب شده‌اند.

اما آنچه در ژانویه‌ی امسال رخ داد، نمایانگر جهشی کیفی بود. در طول سال گذشته، دولت ایران کاهش‌های وحشیانه‌ای در بودجه و خدمات اجتماعی، از جمله یارانه‌های کلیدی معیشتی،ا اجرا کرده و مالیات تاجران کوچک و متوسط را افزایش داده است. علاوه بر این، تورم افسارگسیخته قیمت کالاهای اساسی را دو یا سه برابر می‌کند، در حالی که عده‌ای از سرمایه‌داران از طریق سفته‌بازی ثروت هنگفتی به دست می‌آورند.

همچنین مردم به علت بی‌توجهی به زیرساخت‌های برق, بحران مزمن انرژی را تحمل می‌کند که با قطعی‌های مداوم برق همراه است و ظرفیت تولیدی و زندگی روزمره را مختل می‌سازد؛ بحران مسکن فاجعه‌بار که میلیون‌ها نفر را مجبور به زندگی در شرایط نامناسب می‌کند؛ و خشکسالی فراگیر که با بحران اقلیمی تشدید شده است.

افزایش ۶۷ درصدی قیمت بنزینتمام نارضایتی‌های فروخورده را شعله‌ور کرد. همبستگی بازاریان و خانواده‌هایشان، که در سال ۱۹۷۹ ستونهای رژیم بوده‌اند، جوانان و طبقه کارگر را تشویق به اقدام کرد و شورشی گسترده برانگیخت.

برای سرکوب شورش، رژیم به ارتش، پلیس و به‌ویژه «گارد انقلابی» خودخوانده تکیه کرده است. این نیروی ضربتی که برخی آن را بخشی از به‌اصطلاح «محور مقاومت» معرفی می‌کنند، پیش‌تر در جریان انقلاب ۱۹۷۹ نقش ضدانقلابی ایفا کرد و با خشونت علیه چپ ضدسرمایه‌داری و پیشاهنگان کارگری، سرکوبگری کرد.

از آن زمان، افسران این گارد و ارتش به بخشی کلیدی از طبقه حاکم تبدیل شده‌اند و ۲۰ تا ۴۰ درصد اقتصاد را کنترل می‌کنند، از جمله یکی از شرکت‌های اصلی ساخت‌وساز – که مسئول بخش عمده‌ای از پروژه‌های ساختمانی رژیم است – و چندین شرکت بزرگ مرتبط با صادرات نفت و سایر سرمایه‌گذاری‌های چین. بر این اساس، این نیرو صدها هزار شبه‌نظامی مسلح و شبکه‌های جاسوسی را حفظ می‌کند که برای ترساندن مردم و سرکوب هرگونه منشا نارضایتی از آنها استفاده می‌کند.

اما بحران سرمایه‌داری ایران پایه‌های آن را نیز فرسوده کرده است. اگرچه توانسته‌اند تظاهرات اخیر را در خون غرقه کنند، چنین سرکوب وحشیانه‌ای بر آگاهی توده‌ها تأثیر گذاشته و نقطهٔ عطفی را رقم زده است. رژیم از این رویدادها به‌شدت آسیب‌دیده بیرون آمده است و ماهیت ارتجاعی و جنایتکارانه‌ی آن برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از جمله کشورهای عربی و مسلمان، آشکار شده است.

بدیهی است که ما کمونیست‌های انقلابی قاطعانه مانور بخش‌هایی از بورژوازی تبعیدی ایرانی، حامیان بازگرداندن شاه، را که عملاً به‌عنوان نمایندگان سیاسی واشنگتن عمل می‌کنند، رد می‌کنیم. مبارزه‌ی قهرمانانه‌ی توده‌های ایران، بار دیگر مسئله‌ی قدرت و ضرورت سرنگونی انقلابی رژیم بنیادگرا را برای گشودن راهی به سوی یک ایران سوسیالیستی مطرح کرده است.

ترامپ شروط را بالا می‌برد

با دیدن این بحران داخلی وحشیانه، ترامپ حملهٔ خود را که در ژوئن ۲۰۲۵ به همراه نتانیاهو آغاز کرده بود، از سر گرفته است.

آنها تلاش کردند با دوازده روز بمباران، تغییر رژیم را در تهران تحمیل کنند، اما چین و روسیه با تامین موشک‌ و فناوری های پیشرفته برای تهران، سیستم دفاعی «غیرقابل نفوذ» صهیونیستی را رسوا کردند.

خود ترامپ هم با حملهٔ ایران به پایگاه اصلی نظامی، منطقه‌ای آمریکا در قطر که تلفات جانی نداشت اما توانایی انجام آن را نشان داد، هشداری صریح دریافت کرد. این موضوع با تهدید تهران بر بستن تنگهٔ هرمز، که ۱۵٪ از تجارت جهانی از آن عبور می‌کند، تشدید شد. آمریکا و اسرائیل مجبور به عقب‌نشینی شدند. اما، همان‌طور که در آن زمان توضیح دادیم[۲]، هیچ‌چیز حل نشده بود و درگیری‌ها و حملات بیشتر اجتناب‌ناپذیر بود.

طبق گزارش منابع نزدیک به حلقه درونی ترامپ، طرحی برای حمله به ایران در ژانویه[۳] روی میز بود. متحدانی مانند پادشاهی‌های واپس‌گرای خلیج فارس (عربستان سعودی، قطر، عمان و امارات متحده عربی)، مصر، ترکیه و خود نتانیاهو، حتی سیا و بخشی از طبقه حاکم آمریکا، برای به تعویق انداختن آن فشار آوردند.

آنها ازمنجر شدن حمله‌ای با ابعاد در حال بررسی به جنگی طولانی و پرهزینه، و پیامدهای سیاسی آن در خاورمیانه و خود ایالات متحده بیم داشتند

اما امپریالیسم یانکی همه گزینه‌ها را باز نگه داشته و با اتکا به پیروزی‌های اخیرش در ونزوئلا، درخواست‌هایش از گرینلند بدون آنکه اتحادیه اروپا در برابر آن بایستد، با وجود تردید و دودلی‌های رقبایش، به تشدید تهدیدهایش ادامه داده و ناوگان جنگی خود را به ایران فرستاده است که به گفته تحلیلگران مختلف، قدرت ضربتی بسیار بیشتری نسبت به آنچه برای محاصره ونزوئلا مستقر شده بود، دارد. به این موارد، ۴۰ هزار سربازی که آمریکا در حال حاضر در کشورهای مختلف خاورمیانه مستقر کرده است نیز اضافه می‌شود.

این فشار، دولت ایران را وادار کرده است که از موضع سرسختانه‌ی خود عقب‌نشینی کند و چندین شرط واشنگتن در خصوص برنامه‌ی هسته‌ای ایران را بپذیرد. هدف اصلی، تقویت و تثبیت پیشرفت‌هایی است که امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه به دست آورده و تضعیف هرچه بیشتر تهران و به‌طور غیرمستقیم چین و روسیه است.

پس از دور اول مذاکرات در عمان، ترامپ از احتمال کاهش تحریم‌ها علیه رژیم ایران در ازای امتیازات مختلف خبر داد, بدون آنکه از تهدیدهای خود بر حمله در صورت ادامه‌ی عدم تسلیم تهران صرف‌نظر کند.

چشم‌اندازهای نامشخص

رویدادهای ایران، همچنین امپریالیست‌های چینی و روسی را که به سرکوب‌ها ‌چراغ سبز نشان داده‌اند، رسوا است. اگرچه چین و روسیه بار تاریخ جنایات واشنگتن را بر دوش ندارند، بارها و بارها نشان داده‌اند که تنها برای حفظ سود انحصارات و منافع ژئواستراتژیک خود عمل می‌کنند.

در سال ۲۰۲۱، پکن توافق‌نامه‌ای برای همکاری با تهران امضا کرد که سرمایه‌گذاری‌‌ای ۴۰۰ میلیارد دلاری را، طی ۲۵ سال، پیش‌بینی می‌کند. در ازای آن، ایران نفت خود را با تخفیف می‌فروشد که در حال حاضر ۱۶ درصد از واردات نفت خام چین را تشکیل می‌دهد و به سومین تأمین‌کننده بزرگ چین پس از عربستان سعودی و روسیه تبدیل شده است.

سرمایه‌گذاری‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ی پکن در ایران محدود به حوزه‌ی نفت نیست و تقریباً تمام حوزه‌ها از جمله انرژی، زیرساخت، حمل‌ونقل، مخابرات، بانکداری و غیره را در بر می‌گیرد. با این حال، از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳، سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده به سختی به ۱٪ رسیده و در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نیز به صورت قطره‌چکانی ادامه یافته است.

بر اساس داده‌های دولت ایران، تجارت غیرنفتی بین دو کشور قطع نشده است، مشابه ونزوئلا از سال ۲۰۱۸. در واقع، این تجارت به رشد خود ادامه داده و در آخرین سال مالی ایران که در ۲۰ مارس ۲۰۲۵[۵] به پایان رسید، به ۳۴.۱ میلیارد دلار رسیده است.

با این حال، سطح پایین سرمایه‌گذاری و کندی تجارت چین در ایران، در تضادی شدید با افزایش سریع سرمایه‌گذاری و تجارت پکن با عربستان سعودی، امارات متحده‌ی عربی، عراق، مصر و حتی اسرائیل است  و موثر فزاینده‌ای در دست‌یافتن پادشاهی‌های خلیج فارس و پاکستان به پروژه‌های جدید جاده ابریشم است.

چین و روسیه در مواجهه با تهاجم جهانی ترامپ و امپریالیسم آمریکا، دست‌کم در حال حاضر، تصمیم گرفته‌اند بر نزدیک‌ترین حوزه‌های نفوذ خود، اوکراین، تایوان و دریای چین، تمرکز کنند و از رویارویی مستقیم در مناطقی که در کوتاه‌مدت حیاتی نمی‌دانند اجتناب بورزند، با این ریست که برتری اقتصادی پکن سلطه آنها را در میان‌مدت تضمین خواهد کرد.

اما این استراتژی‌ای پرخطر است.آگاهی از قدرت خویش و عزم راسخ برای به‌کارگیری کامل آن، عاملی بسیار مهم در هر دو مبارزه طبقاتی و درگیری میان امپریالیستی است. ترامپ و امپریالیسم یانکی از مرزهایی عبور می‌کنند که تا کنون جرأت عبور از آن‌ها را نداشته‌ و پیشرفت قابل‌توجهی داشته‌اند.

ایران تحت کنترل آمریکا، مجبور به پذیرش امتیازاتی قابل توجه، ضربه‌ای به اعتبار و اقتدار چین و روسیه خواهد بود که از آنچه بر ونزوئلا وارد شده نیز بزرگ‌تر است و واشنگتن را به افزایش تهاجم خود با قوا و توان دوچندان تشویق خواهد کرد..

هرچند ترسیم چشم‌اندازی قطعی درباره آنچه رخ خواهد داد غیرممکن است، اما مبارزه امپریالیستی میان بلوک‌هایی به رهبری آمریکا، چین و روسیه به طور قابل توجهی تشدید خواهد شد و پیامدهای وخیمی برای مردم جهان خواهد داشت.به دست أوردن هر توافق صریح و یا ضمنی برای تقسیم موقت حوزه‌های نفوذشان، با خون و ستم بر میلیون‌ها نفر امضا خواهد شد و دیر یا زود مقدمه‌ای بر درگیری‌ها و جنگ‌های جدید خواهد بود.

banner

banner

banner

banner

banner

banner

banner

banneringles

banneringles

bannersindicalistas

bannersindicalistas